نقاش ساده

تا آنجائی که من می شناختمش آدم ساده ای بود که فقط یک زندگی معمولی می خواست زندگی ای که نانش از زحمت خودش تامین شود ودر حد معمول بهداشت و آموزش برای خود و خانواده اش فراهم باشد نه خانه نه ماشین و نه امتیازات ویژه را نمی خواست چون میدانست بهای کسب این امتیازات سنگین است و باید از شرافتش مایه بگذارد و به مردم خودش پشت کند میخواست یک نقاش ساده باشد بی هیچ رویائی وفقط بر در و دیوار مردم رنگ سادگی بزند ولی گاه از امیدهایش بگوید و آرزوهای دست نا یافته ولی همین هم مقدور نبود چون سخن گفتن از امید هم نا بخشودنیست ولاجرم باید ازپشت میله های فولادی پرنده های امید را در دلش پرواز دهد .

/ 0 نظر / 5 بازدید